شب چشمات |
|
کاش می شد از نگاه پنجره
وسعت بی انتهای عشق را اندازه کرد. از کران بیکران خستگی هر نفس امید را با عشق هم پیمانه کرد. کاش می شد کاش می شد از افق تا ساحل سرد خیال یک بغل خورشید را با کوه و دشت هم خانه کرد.
هر شب وقتي تنها ميشم حس
ميكنم پيش مني ......
دوباره گريم ميگيره انگار تو
آغوش مني .......
روم نميشه نگات كنم وقتي كه اشك
تو چشمامه ......
وقتي نيستي پيش من انگار دستات
تو دستامه........
اگر در كهكشاني دور دلي يك لحظه در صد سال ياد من كند _ بي شك _ دل من در تمام لحظه هاي عمر به يادش مي تپد پر شور...
الهی که شفا پیدا کنی تو واسه دردات دوا پیدا کنی تو
تو این دنیا که بیوفایی رسمه رفیق با وفا پیدا کنی تو عمراً تموم دنیا رو بگردی مثِ من عاشقی پیدا کنی تو
برا ، افسانه من نا تمومه بدون اگه بری کارم تمومه
بهت گفتم بیا دنیای من باش کنارت ، حتی مُردن آرزومه
شنیدم تو دلت انگار میگفتی ، که عاشقی کجاست ؟ وفا کدومه ؟
می خوام به سردی شبها بخندم می خوام به پوچی فردا بخندم
وقتی می بینمت با دیگرونی تو اوج گریه هام میخوام بخندم
میخوام داد بزنم تنهای تنهام میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
منم تو شهر غم زندونیه تو غم و غصه دل ارزونیه تو
نگو دوست دارم به یه غریبه میشه اون مثِ من زندونیه تو
رسیده اون شبی که تو می خواستی چقدر آخر مهمونیه تو مي نويسم يادگاري
حقيقت دارد که تو ميتواني با دستهاي من
|
پرنده اي که مال تو نيست... پست الکترونيک آرشيو وبلاگ نوشته هاي پيشين 86/11/05 - 86/11/21 86/06/08 - 86/06/14 86/06/01 - 86/06/07 86/01/01 - 86/01/07 85/12/01 - 85/12/07 85/11/05 - 85/11/21 85/11/01 - 85/11/07 85/10/08 - 85/10/14 85/09/22 - 85/09/30 85/09/05 - 85/09/21 85/09/01 - 85/09/07 85/08/05 - 85/08/21 85/08/01 - 85/08/07 85/07/08 - 85/07/14 طراح قالب محمد پشتيباني محمد RSS |